تیر باران

آنچه از سیمای من پیداست غیر از درد نیست
گرچه گاهی پشت یک لبخند پنهان می شود
 
عاقبت یک روز می بینی که در میدان شهر
یک نفر با خاطراتش تیر باران می شود
/ 3 نظر / 8 بازدید
ایلیا

آهای نیمکت ها... بیهوده نشسته اید... آنکه باید می آمد...رفت...

پویا

سلام دوست عزیز اگر مایل هستی منو با نام رپ بازی لینک کن و بهم خبر بده تا با هر اسمی که دوس داری سریعا لینکت کنم

هانیه

ادم خوبه قصه های من ! دلتنگت شده ام! حجمش را میخواهی؟؟ خدا را تصور کن..