خیلی سخته ،خیلی

شده یه چیزی تو دلت سنگینی کنه....؟؟؟ 

خیلی سخته آدم کسی رو نداشته باشه... 

دلش لک بزنه که با یکی درد دل کنه ولی هیچ کسی نباشه... 

نتونه به هیچکی اعتماد کنه هر چی سبک سنگین کنه تا دردش رو به یکی بگه ... 

نتونه!! 

اخرش برسه به یه بن بست ... 

تک وتنها با یه دلی که هی وسوسش می کنه اونو خالی کنه ... 

اما راهی رو نمی بینه سرش روکه بالا می کنه اسمون رو می بینه به اون هم نمی تونه بگه... 

اون که خودش از این سنگینی خبر داره . 

بهش محل هم نداده تا رفته گریه کنه زود تر از اون بساط گریه اش رو پهن کرده تا کم نیاره ... 

خیلی سخته ادم خودش به تنهایی خو کنه اما دلی داشته باشه که مدام از تنهایی بناله... 

خیلی سخته آدم ندونه کدوم طرفیه؟! 

خیلی سخته ندونی وقتی داری با خدا درددل می کنی داره به حرفات گوش می ده یا ... 

پرده ی گناهات اونقدر ضخیم شده که صدات به خدا هم نمی رسه.... ؟! 

شده یه چیزی تو دلت سنگینی کنه ولی هرکی به صورتت نگاه می کنه 

زود بگه وااااای تو چقدر شادی !!!! 

شده یه چیزی تو دلت سنگینی کنه ولی انقدر مشغول کارای روزانه باشی که فقط شبا یادت

بیاد ولی انقدر خسته ای که زود خوابت می بره و نمی تونی این سنگینی رو سبک کنی . 

باز فردا می یاد و این سنگینی سنگین تر میشه . 

بعد یه هو می بینی که زیرش داری له می شی ... 

بعد تنها کاری که می تونی بکنی اینه که خودت رو تو کارات گم کنی 

خودتو گول بزنی ، لبخند بزنی و روزا رو شب کنی . 

خیلی سخته یه چیزی تو دل ادم سنگینی کنه ؟!!!

 

/ 2 نظر / 6 بازدید
فرزانه

سلام ممنون از حضورتون[گل] متن هاتون واقعا زیباست... اینایی هم که نوشتید فقط واسه شما نیست... آره تا حالا این اتفاقا زیاد افتاده یعنی اگه نیافته واسه من عجیب تره! ولی نمیدونم چرا؟!!! شاد و سلامت باشید یاحق