خوابم نمی برد سر ِ این سنگ لعنتی

از بالشی که شاهد ِ خون گریه هام بود


هر سوخته، ذغال سر ِ منقلی شد و

هر پخته ای که دیدم و دیدیم خام بود

در گوش شهر، روضه ی بز خواندم از سکوت
که آرمان ِ اصلی ِ شان انتقام بود!

تنها نشستم و به خودم زل زدم فقط

هر چیز خوب بود یقیناً حرام بود!

/ 4 نظر / 10 بازدید

ای ول حال کردم.عالی مث همیشه.ایول

چیز زیادی نفهمیدممممم!!! ولی چی خوبه که حرام شده؟[سوال] ی ا ح ق